سلام... امروزیه مصاحبه ای براتون دارم از جانب من از دبیرای محترم...سوالایی بود که همیشه دوست داشتم بپرسم اما به دلیل اینکه معلما شدیدا دانش آموزارو عقده ای بار میارن هیچوقت نشد که ازشون بپرسم جز در این مصاحبه که سعی شده خیلی مودبانه صورت بگیره...
ابتدا از آقای اهوازیان شروع میکنم(eyyyyy voooooy
اگه اولیش با اهوازیان شروع بشه خدا به داد آخریش برسه)
Vis.Com: سلام آقای اهوازیان ...حالتون چطوره؟...خوبین؟..خانوم بچه ها خوبن؟چندتا سوال داشتم ...!!!
اهوازیان:(voeeeee)(مخففvolek)سلام ...خوبم...خوبن...اولش یه آدامس بده تا جواب سوالاتو بدم...یالا یالا رد کن بیاد ...
Vis.Com: در حالی که توی توجیبم دنبال آدامس میگردم ازش میپرسم که:آقا هدفتون چیه از اینکه اینققققد امتحاناتونو سخت میگیرین؟؟؟
اهوازیان:هدفی ندارم جز زجر کش کردن یه مشت الاف که از الافی سر از مدرسه در میارن ..اذیتشون کنیمو ...یکم سر به سرشون بذاریم ..کلا تنمون میخواره واسه اذیت کردن ...بشینیم تو دفتر با بقیه معلما بشون بخندیم ....این یه سرگرمی شده برامون...بالاخره ما هم باید یه جوری سر خودمونو گرم کنیم دیگه ....حالا حرفیه؟؟؟
Vis.Com: در حالی که آدامسو بش دادم گفتم:نه اصلا...بر منکرش لعنت...آقا هدفتون چیه وقتی که دارین امتحان میگیرین سوالارو که میدین در حال خوردن چیپس یا پفک یا آدامس(البته بیشتر آدامس)از کلاس میزنین بیرون؟(با این کارتون میخواین بگین به ما اعتماد دارین؟
)
اهوازیان: والا میبینم دلمو نمیتونم به نمره های شایان الذکر و قشنگ شما خوش کنم ...دلمو به چیزای دیگه خوش میکنم (کلا خودمو درگیر شماها نمیکنم
)حقیقتش وقتی میبینم خانوم سرداری میره تو اتاق کامپیوتر(تبصره:کلاس کامپیوتردقیقا روبروی کلاس ماست!)میگم به خودم حیفه که نرمو یه احوال پرسی نکنم (شما هم به درک!
)حالا یالا بدو برو سر کلاس تا بهت یه حبی بدم!
Vis.Com: این دیگه ته رفاقت بین یه معلم و دانش آموزاشه...تبریک میگم آقای اهوازیان...باید از طرف آموزش پرورش یه لوحه تقدیر به شما به دلیل دلسوزی بیش از حدو فراوان داده شه!
===============================================================
مصاحبه ی بعدی با آقای امام انجام شد...
Vis.Com: اقای امام ...با اینکه خیلی از دستتون ناراحتم اما یه چنتا سوال دارم ...e ببخشین سلام نکردم ...سلام ...خوبین؟؟؟
امام: سلام...خوبم..ممنون...حالا چی شده ناراحتی دختر خووووووووووووب؟
Vis.Com: چی بگم آقای امام دلم خونه...کارنامه گرفتم میبینم پایین ترین نمرم آماره
...اقا اصلا از شما انتظار نداشتم ...مگه همین خود شما نبودین که میگفتین که اگه هر کی پیش ترمو خوب بگیره 2 نمره به ترمش اضافه میکنم ..؟
امام:خب دیگه دختر خوووووب هر چی بود گذشته بدو بدو سوالاتو بپرس کار دارم .
Vis.Com : ok..ok آقای امام ..هدفتون از اینکه حرفاتونو نصفه نیمه میزنین...خاطرهاتونو نیمه تعریف میکنین و سر کلاس اینقد پرش دارین چیه؟؟؟؟؟
امام: جوابی ندارم دختررررر خوب ...
Vis.Com:ممنون از اینکه اینقد مفصلو کاملو واضح و بی هیچ ابهام و بی پرده و صریح جوابمو دادین...!
امام:خواهش میکنم ..وظیفم بود...کاری نکردم دختر خووووووووووووب.
:Vis.Com:آقای امام ...ببخشید اگه وقتتونو گرفتم ...بای بای .
امام: اها راستی یاد یکی از خاطره هام افتادم...در مدرسه ی پسرونه ای بودم که...
:Vis.Comاوه اوه آقا این کلاس بغلی منو کار دارن
....یه چند دقیقه من برمو بیام
..(.نشون به اون نشون که رفتم دیگه پیدام نشد
)
===============================================================
مصاحبه ی بدی با آقای رفعتی صورت گرفت ...ازشون عذر خواهی کردم و بهشون گفتم که اگه میشه 5 دقیقه وقتشونو بگیرم و قبول کردن
Vis.Com: سلام اقای رفعتی ...حالتون چطوره ؟....
رفعتی:سلام حال شما خوب است انشا الله؟؟؟اکنون دارید با من مصاحبه میکنید؟؟؟بگذارید ادکلن به خودمان بزنیم...
Vis.Com: نه اقای رفعتی نمی خواد اینقد تشریفاتی عمل کنید(مرتیکه به جای اینکه ادکلن بزنی برو مسواک بزن به اون دندونات که انگار روزی سه پاکت سیگار میکشی
)منم خوبم...
رفعتی:خب بفرمایید ...سوالاتتان را بپرسید بحث نیروی واندروالسی مانده است آقا ...شروع بفرمایید ...
Vis.Com: (ای گور پدر واندروالسی
...هر چی توضیح دادی خو هیچی نفهمیدم ...ای بخوره تو سرت این واندروالسی که از اول سال تا آخر سال میزدی تو سرمون که مثلا درس بخونین..)بععععععله آقای رفعتی شما چرا اینققققد امتحانای شیمی رو سختتت میگیرین و همیشه از مطالبی میارین که کوچکترین نکته ای رو راجع بهش نگفتید ...و مارو میبرین سالن امتحانات و اخلاقتون اینقققد خوب میشه و ما هم از اون طرف امتحانتونو گند میزنیم ؟؟؟؟
رفعتی:خفه شو اقا ...آرام تر ...کلاس مجاور درس دارند ...اصلا به بیرون برو نمیگذارم وارد کلاس بشوی ...برو اقا...کلاس جای بی تربیت های مثل شمارا ندارد...
Vis.Com: وا! آقا شما چرا آنتن عوض میکنی یه دفه
!!!آقا یه سوال دیگه بیشتر نمی پرسم ...آقا ترو خدا..آقا جان من....اقااااااااااااا
رفعتی:به شرطی که بی تربیت نشوی و دیگر از این حرف های بی ادبی نزنی...اگر یکی امد بگم این بی تربیت هارا کجا ببریم؟؟
Vis.Com: (سر قبر بابات!
)آقا چرا شما وقتی زنگ تفریح میخوره ما که تو کلاس میایم شما تو کلاس نشستین...یا چرا وقتی تو کلاسیم زنگ که میخوره شما مارو نگه میدارید تو کلاس....هر چی بالو پر میزنیم هنجره پاره میکنیم همین شما نمیزارین ما بریم بیرررررون....ها چرا؟
رفعتی:خب به این دلیل که درس عقب میباشد و اگر من شمارا رها کنم شما عقب مانده میشوید و به جلو افتاده نمی شوید ...حالا هم اینقد بی تربیت نشو ....برو در کلاس ..درسمان عقب است..
Vis.Com: (این جمله آخر ینی چی؟؟؟به عقب جلو ایا....به جلو عقب آیا...به جلو به جلو...به عقب عقب آیا....)یه سوال دیگه...شرمنده...وارد بحثای خصوصی میشم...آقا شایعه شده شما زیر سرتون بلند شده
...یعنی میگن گلاب به رومون... گلاب به روتون...گلاب به روشون... شمارو دست تو دست دختره دیدن تو جاده ساحلی
...راسته آقا؟؟؟
رفعتی: خجالت نمیکشییید از این حرف های بی تربیتی به معلمتان میزنید...حالا ما کاری هم بکنیم شما باید صدایش را در بیاورید؟؟؟
اصلا به شما چه ربطی دارد؟؟؟بی تربیت...صد دفه به شما نگفتم از حدود خودتان جلو تر نروید...نتیجه اش یک آدم بی تربیت مثل شمااااست
Vis.Com:اوه اوه...ببخششششید آقا شرمنده...خب منم گفتم شایعست...(ولی دروغ میگه خود نامردشو دیدن با دختره.
...)مرسی آقا بفر مایید تو کلاس ...
==============================================================
خب در اینجا زنگ آخر بود دیگه داشتم تو راهرو راه میرفتم دیدم مهرشادیان اومده مدرسه ...طبق معمول مثل این آدمای جبار داشت میومد ...سیگارشم کشیده بود...کنار دفتر ایستاده بود ...خواستم باش مصاحبه نکنم ...به خودم گفتم ولش کن ارزش نداره ...دیگه آخرای مدرسس به ترم نزدیکیم ...بذا ازش مصاحبه بگیرم...حالا قهر میکنه دوباره(آخه یکم بی شخصیته!
) بذا فک کنه آدم حسابش کردیم نمره هندسه رو خوب بده...(آره خیلی هم خوب داد ...نمرم افتضاح شد...
) رفتم جلو پرسیدم:
Vis. Com: سلام امیر جون ...چطوری تو؟؟؟
مهرشادیان: ببین...ببین...دیگه قرار نشد پرو بشیااااا
Vis.Com: …ok امیر جون ...یه چنتا سوال داشتم...
مهرشادیان: به حساب بپرس...
Vis.Com: آقا هدفتون چیه از اینکه وقتی زنگ میخوره در عرض 2 دقیقه میرین سر کوچه دوباره بر میگردین مدرسه؟؟؟(حواس همه جمع باشه که این مچ گیریه هااااا...
)
مهرشادیان: ببین...ببین...بده گوش...به حساب به تو ربطی نداره...سوال بعدی
Vis.Com: eee! نشد دیگه در بری...بچه ها رصدت کردن ...میگن میری به این تیر چراغ برق سر کوچه مثل عاشقا تکیه میدی به یه نقطه خیره میشی بدشم سیگارتو روشن میکنیو هی میکشی ...هی میکشی تا تموم شه...جریان چیه؟؟؟
مهرشادیان: ببین....ببین...گفتم به تو ربطی نداره الان با خاک شوشتر دزفول یکیت میکنماااااا
...اصلا نمره هندستو اگه 2 ندادم اسمم امیر نیس ...مهریه...
Vis.Com:ok مهری جون
...(چه فرقی داره امیر یا مهری...مهم شخصیتته که نداری)این که چیزی نیس همیشه خودم 2 میگرفتم حالا یه بارم تو 2 بده.
..در هر صورت مرسی !.
در اینجا فقط به یه نتیجه میرسیم اونم اینه: این معلماااااا شرف دانش آموزارو به کل...از بیخو بن....از دم ....به باد دادن ...برا خودمو خودتو خوووودش متاسفم !...
